خرید بک لینک
خوب خوش اومدی زمستون جان که قشنگ بنده دارم اوراق میشم:)اصطحلاک این 32 سالم حساب کنیم کلی باید انبارداری بدیم :) خوب کار دیروزی رو که تحقیق بود با متریال موسسه انجام شد تحویل شد البته بگم رئیس خنگول فرمتش غلط گفته بود جوری که برای من خیلی سخت تموم شد. بعدش که هیچ دیشبم درگیر یلدا جان شدیم. البته وسطش بنده همچنان درگیر کار بودم. و امروزم رئیس مقالات رو اوکی داد، منم پی دی اف تبدیل به ورد کردم و دادم اون یکی موسسه برام ایرادای ویرایشیش رو بگیرند و کامل کنند بفرستن اینطوری 100 تومن مقاله ها 20 تومنش نهایت میره برای تابپشون. در عوض فردا راحت خلاصشون میکنم و فرم بندی میکنم تحویل میدم:) هرچند اون 20 تومن سودش بود واقعا بااین شرایط کار کردن بین 400 مقاله انتخاب کنی و دو روز وقت بذاری نتت که هیچ کمر وگردن هم داغون. ولی باز خداروشکر من میتونم خرج خودمو دربیارم. و محتاج کسی نیستم بازم شکر. یه فصل سه و چهار وپنجم فردا تحویل میدم وکارای که باید تحویل بدم تقریبا میشه صفر ویه فصل 4 میمونه که اون هنوز کارش گیره. هزار بار تخمین زدم نمیشه تکلیفش روشن نیست. و دوفصل 4و 5 دیگه که اونم دیتاهاش باید خودش بیا

برچسب: نویسنده: سجاد میرزاپور تاريخ: جمعه 10 دی 1395 ساعت: 1:56

شلوغی خوبه نمیخوام زمستونم سرد که هست تاریک که هست تلخش کنم:( اینکه چرا یک هفته است من قهوه نخوردم و نفهمیدم اینو، ازخودم دلگیرم میکنه که به خودم و علایقم هیچ نرسیدم و نمیرسم این روزها چند روزه توی اینه نگاه نکردم خوبه متاهل نیستم بنده خدا فرار میکرد از همچین زن شلخته ای :) خدایی خودمون اینو میگیم مردها چی میگن؟؟ مردهای ایرونی که عاشق قرمه سبزی ان از اینور منتظرن زنشون بو قرمه سبزی بده برن و یه زن دیگه بگیرن:))) حالا بااین وضع خل شدم بیام حنابگیرم سرم که نکنه شوور اینده به ادم خیانت کنه عایا؟ خل شدم رفد مثلا اومدم کارو بدم تایپ کنن مسئول تایپ اصن ندیده بودایمیلو امروز زنگ زدم کارو بگیرم میگه اصلا ایمیلی بهم نرسیده چک میکنه میگه یکیش رسیده فقط خاستم موهاشو یکی یکی از پشت تلفن بکنم خدایی حیف دیگه من بسیار ادم محترم و خوش برخوردیم ازنظر اونا گفتم موردی نیس میتونی اوکی کنی تا 12؟ گفت یکیشو اره یکیشم تا ساعت 4 . هیچی نشستم دیدم یکیش راحته نشستم خودم تایپش و ویرایشش کردم زنگ زدم گفتم اینو نمیخاد وقت بذار رو اون یکی، بعد رئیس اون یکی موسسه زنگ زد کارو خاست گفت دانشجو سوئیچ کرده، کارو میخاد ا

برچسب: نویسنده: سجاد میرزاپور تاريخ: جمعه 10 دی 1395 ساعت: 1:56

از این به بعد رمزی می نویسم فقط برای خودم.
پس لطفا تقاضای رمز نکنید حتی شما دوست عزیز.

بعد از مدتی مینویسم برای عموم اما باز رمزی و دوستانی که خودم تشخیص بدم. اونم خودم رمز میدم به کسایی که بخوام رمزمو داشته باشن.


برچسب: نویسنده: سجاد میرزاپور تاريخ: جمعه 10 دی 1395 ساعت: 1:56

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

برچسب: نویسنده: سجاد میرزاپور تاريخ: جمعه 10 دی 1395 ساعت: 1:55

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

برچسب: نویسنده: سجاد میرزاپور تاريخ: جمعه 10 دی 1395 ساعت: 1:55

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

برچسب: نویسنده: سجاد میرزاپور تاريخ: جمعه 10 دی 1395 ساعت: 1:55

وقتی خودتون رو ول میکنید به امان خدا پرخوری عصبی یا بی اشتهایی عصبی وزن و ظاهرتون عوض میشه. بدی خیلی از ما زنها همینه سیستمون اینطوریه دیگه. توی این یک ماه تلاش و کار و خستگی و عصبانیت و افسردگی و نخوردن قرصم، باعث شد منی که 5 اذر 66 کیلو بودم الان 70 کیلو باشم، بی تحرکی هم عامل بزرگیه، خیلی ناراحت شدم این عدد رو روی ترازو دیدم. ولی خودمو میشناسم میدونم نمیزارم وضع از اینی که هست بدتر بشه، و من تلاشمو باز میکنم خودمو و زندگیمو جمع کنم، ذوق نزدیک شدن به اتمام وام زیاد دوام نیاورد و مشکلات نویی سر راهم قرار گرفته، اما توی این اوضاع نابسامان مالی و مشکل شدید، امروز تصمیم گرفتم برم ارایشگاه فردا هم برم باشگاه ثبت نام کنم، بالاخره مشکلات تموم میشه یه روزی، نمیدونم اون روزکی میاد، ولی خوب ادم زنده مشکل هم داره فقط وقتی بمیریم مشکلات دنیایی تموم میشه. از همین امشب رژیمو شروع کردم قرار به فکر خودم باشم و به خودم توی این اوضاع احترام بذارم و کم نیارم. باز بدهکارترشدم اما مشکلی نیست میخوام قضیه پسرعموم رو برای همیشه تموم کنم، سفته ها رو بگیرم و برای همیشه اروم بشم زندگی رو ادامه بدم با تموم شدن

برچسب: نویسنده: سجاد میرزاپور تاريخ: جمعه 10 دی 1395 ساعت: 1:55

صفحه بندی